اذربایجان غربی

اذربایجان غربی

معرفی شهرهای

 

استان آذربايجان غربي با احتساب درياچه اروميه حدود 43660 كيلومتر مربع مساحت دارد. اين استان كه در شمال غرب ايران واقع شده 2/65 درصد از مساحت كل كشور را تشكيل مي‌دهد.
استان آذربايجان غربي از طرف شمال و شمال شرق با جمهوري آذربايجان و ارمنستان، از غرب با كشورهاي تركيه و عراق، از جنوب با استان كردستان و از شرق با استان آذربايجان شرقي و زنجان همسايه است. بر اساس آخرين آمار تقسيمات كشوري اين استان داراي 12 شهرستان، 28بخش، 14 شهر، 103 دهستان و 3227 آبادي داراي سكنه مي‌باشد و مركز آن شهر تاريخي اروميه است. شهرستان‌های این استان شامل ارومیه، اشنویه، بوکان، پیرانشهر، تکاب، خوی، سردشت، سلماس، ماکو، مهاباد، میاندوآب، نقده، چالدران و شاهین‌دژ می باشد.
  شهرستان اروميه
شهرستان اروميه در ناحيه مركزي استان با جمعيت 871204 نفر، به مركزيت شهر اروميه، مركزاستان آذربايجان غربي مي باشد كه قدمت آن به 2000 سال ق.م مي رسد. اين شهر در جلگه وسيع و سرسبزي واقع شده كه انواع درختان كهنسال، باغ هاي انگور، سيب، مزارع زيبا و چمنزار هاي سبز و خرم و بوستانهاي باصفا آن را در بر گرفته اند. به عقيده بعضي از مورخان، اروميه محل تولد زرتشت پيغمبر بوده است.
  شهرستان تكاب
شهرستان تكاب در ناحيه جنوب شرقي استان با جمعيت 82274 نفر، به مركزيت شهر تكاب و در فاصله 307 كيلومتري از مركز استان قرار دارد.
اشنویه نقده پیرانشهر خوی
چالدران سردشت سلماس شاهین دژ
ماکو مهاباد میاندوآب بوکان
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 19:41  توسط یوسف یاسر  | 

م

       
  مسجد جامع اروميه
اين‌ مسجد كه‌ در وسط‌ بازار قديمي‌ شهر اروميه‌ قرار دارد، بارها مورد مرمت‌ قرار گرفته‌ و شامل‌ آثاري‌ از دوره‌هاي‌ مختلف‌ است‌. شبستان‌ گنبددار قديمي‌ آن‌ به‌ احتمال‌ قريب‌ به‌ يقين‌ به‌ دوره‌ سلجوقيان‌(قرن‌ ششم‌ به‌ بعد) تعلق‌ دارد.
  مسجد سردار اروميه
مسجد سردار يا ساعتلو در خيابان‌ امام‌ و در امتداد راسته‌ غلام‌ خان‌ واقع‌ شده‌ است‌. اين ‌مسجد در دوره‌ قاجار ساخته‌ شده‌ است‌. وي‌ در سال‌ 1330 هـ.ق‌ ساعت‌ بزرگي‌ را بالاي‌ ورودي‌ آن‌ نصب‌ كرد و لذا اين‌ مسجد به نام‌ مسجد ساعتلو نيز معروف‌ شد.
  مسجد مناره
این مسجد بنایی است با مناره ای بلند که در دوره قاجار ساخته شده و در شهر ارومیه قرار دارد.
  مسجد جامع مهاباد
به مسجد سرخ نیز معروف است. این مسجد به دستور حاکم مهاباد ساخته شد و در زمان شاه سلیمان صفوی تکمیل شد .
  مسجد مطلب خان خوی
مسجد مطلب‌ خان‌ خوي‌ در مركز شهر خوي‌ واقع‌ شده‌ است‌. اين‌ مسجد در دوره ‌ايلخاني‌ ساخته‌ شده‌ و پس‌ از ويراني‌ در اوايل‌ دوره‌ قاجار تجديد بنا شده‌ است.
  مسجد جامع بوکان
معمار این مسجد مرحوم «علی اصفهانی» است و در بخش مرکزی و قدیمی شهرستان بوکان قرار دارد.
  مسجد اعظم اروميه
اين‌ مسجد در خيابان‌ عسگر آبادي‌، جنب‌ بازار و ميدان‌ گندم‌ فروشان‌ واقع‌ شده‌ است‌ نام‌ قبلي‌ اين‌ مسجد، بازار باش‌ بود.
  مسجد حمامیان
این مسجد در بوکان قرار دارد و معمار آن مرحوم معمار باشی مراغه ای است.
  مسجد ملاحسن
در خوی واقع است و توسط حاج آقا حسن فرند ملاحسن در دوره قاجاریه ساخته شده است.
  چورس
این مسجد در روستای چورس از توابع چی پاره خوی قرار دارد.
  مسجد سيد الشهدا خوي
مسجد سيد الشهدا خوي در ضلع‌ شمالي‌ خيابان‌ انقلاب‌ واقع‌ شده‌ و از آثار دوره‌ قاجار است.
  مسجد داش آغلیان
در شهرستان خوی قرار دارد و سقف این مسجد بدون ستون چوب پوش است.
  مسجد شیخ
در شهرستان خوی قرار داشته و توسط حسین خان بیات ماکویی و حاج شیخ محمد نمازی خویی ساخته شد.
   
  عمارت کلاه فرنگی
این بنا قسمتی از یک مجموعه بزرگ متعلق به  علی قلی خان بیات ماکو می باشد و قدمت آن به اواخر دوره قاجار باز می گردد. این بنا در دو طبقه احداث شده است. پلان آن از داخل به فرم صلیب و از بیرون هشت ضلعی می باشد. دور تا دور بنا به صورت بالکن می باشد. این بالکن که دارای 20 ستون چوبی است، جلوه خاصی به بنا بخشیده. تزئینات بنا شامل ستون ها و نرده های چوبی خراطی شده، بالکن، گچبری ها، آینه کاری ها، نقاشی و ...است.
  ساختمان شهربانی
در میدان انقلاب ارومیه به فاصله حدود دو سه سال بعد از احداث ساختمان شهرداری، ساختمان شهربانی (نظمیه سابق) توسط ملا اوستا در ضلع شرقی میدان اجرا شد و به فاصله چند سال بعد ساختمان ستاد لشکر توسط اوستا قلی حنیف زاده در ضلع غربی میدان اجرا شد. مصالح عمده بکار رفته در این دو بنا آجر، چوب و سنگ، و ملات به کار رفته در آن ها شفته آهک و استراکچر سقف آنها چوبی و پوشش بیرونی سقف، شیروانی است.
  کاخ باغچه جوق ماکو
این بنا به فاصله حدود 2 کیلومتری سمت غرب جاده ماکو بازرگان در روستای باغچه جوق واقع شده است. این بنا توسط اقبال السلطنه ماکویی از حکام مقتدر اواخر دوره قاجار و یکی از سرداران مظفر الدین شاه قاجار (1324 هـ.ق. 1313) احداث شده است. این مجموعه اعیانی با شکوه با زیر بنای 2500 کیلومتر مربع در داخل باغ مصفایی واقع شده و شامل هشتی ورودی، ساختمان مرکزی و ساختمان سنگی است. تزئینات این بنا که شامل گچبری ها، آینه کاری ها، طاق نما های تزئینی، ارسی ها، کاغذ دیواری ها، نقاشی های رنگ و روغن، مجسمه های گچی، نرده های چوبی و... هستند در نوع خود منحصر به فرد می باشند.
  مناره شمس تبریزی
مناره شمس تبریزی یا دنبلی در گوشه شمال غربی شهر واقع شده است. این بنا در زمان شاه اسماعیل صفوی ساخته شده و تزئینات آن که با شاخ بز کوهی انجام گرفته، روز شکار این پادشاه می باشد (قرن دهم هجری). این برج استوانه ای شکل که حدود 12 متر ارتفاع دارد تا ارتفاع 50 سانتی متر با سنگ، و بقیه قسمت ها با آجر ساخته شده است تزئینات بنا محدود به شاخ های بز کوهی نصب شده بر بدنه برج است.
ساختمان شهرداری ارومیه
در میدان انقلاب ارومیه قرار دارد و با طراحی معماری آلمانی در حدود سال 1310 شمسی توسط ملا اوستا ساخته شد.
   قلعه تخت سلیمان تکاب
مجموعه تاریخی تخت سلیمان در 45 کیلومتری شمال شرقی شهر تکاب واقع شده است. این مجموعه شامل آثاری از دوره های هخامنشی، ساسانی و ایلخانی است. کسی نمی داند وجه تسمیه تخت سلیمان چیست ولی از آنجا که بناها و آثاری به اسم حضرت سلیمان در بسیاری از نقاط کشور وجود دارند می توان چنین توجیه کرد که هر کجا بنایی عظیم و با شکوه دیده اند آن را به سلیمان نبی منصوب کرده اند. این مجموعه محل آتشکده آذرگشسب بوده که خسرو دوم نیز کاخی در جوار آن بنا نموده بود. معبد و کاخ ساسانی در حمله هراکلیوس امپراتور بیزانس به سال 624 میلادی منهدم شد. گرچه آثار بازسازی و نمونه سفال های اندکی از دوره خلفای عباسی در این مجموعه می بینیم اما دوره رونق و عمران مجدد آن مربوط به زمان حکمرانی دومین ایلخان مغول و برادر زاده هلاکو خان یعنی آباقاخان (680-663 هـ.ق.) است که آن را به عنوان اقامتگاه تابستانی خود مناسب تشخیص داده بود و عمارت خود را روی خرابه های قصر خسرو پرویز و آتشکده آذرگشسب بنا نهاده بود. این مجموعه تاریخی با شکوه و دریاچه زیبای آن اکنون در سکوت و خلوت کوهستان های سرسبز منطقه به حیاط آرام و خسته خود ادامه می دهد.
  قلعه بردوک
این مکان در محال صومای برادوست و در مجاورت روستای بردوک واقع شده است. در این روستا قبرستان قدیمی وجود دارد که از یک دوره آبادانی و پیشرفت مربوط به اواخر صفویه حکایت می کند. قلعه مزبور در 6 کیلومتری غرب روستا  و روبروی پرتگاه های بخش مرکزی دره سلطانی واقع شده است. اشراف کامل قلعه به معابر ورودی و خروجی دره و دشت های اطراف بیانگر اهمیت و ارزش این منطقه در این دوره بوده است. این قلعه از سه بخش حصار تدافعی، دیوار میانی، و ابنیه مرکزی تشکیل شده است.
  قلعه بسطام
دژ بسطام در جوار روستای بسطام واقع شده است و توسط روسای دوم (645-685 پ.م.) ساخته شده و یکی از مهم ترین شهر های اورارتویی زمانه خود بوده است. این قلعه با سلطه قوم ماد بر این منطقه به صورت متروک مانده و فقط در دوران قرون وسطی (همزمان با دوره مغول) توسط گروهی از مسیحیان مورد سکونت قرار گرفته که از آنها نقش صلیب هایی بر روی صخره ها باقی مانده است. آثار دوره اورارتویی شامل: ساختمان شرقی، محله مسکونی، قلعه، آثار پشت دژ و کانال آبرسانی است.
  دروازه سنگی
این بنا در منتها الیه جنوبی بازار خوی واقع شده است. قدمت این بنا که باقیمانده حصار تدافعی شهر می باشد، به احتمال زیاد به دوره قاجاریه می رسد. این بنا با دو نوع مصالح مختلف ساخته شده است. ضلع شمالی که در امتداد بازار قرار دارد با آجر ساخته شده ولی قسمت جنوبی از سنگ های تراش خاکستری و سیاه ساخته شده است. تزئینات بنا محدود به نقش دو شیر حجاری شده و همچنین ردیف چینی یک در میان سنگ های خاکستری و سیاه در ضلع جنوبی است.

 

   
بازار ارومیه
قدمت مجموعه بازار ارومیه به دوره صفویه باز می گردد. آثار این مجموعه در حال حاظر در مرکز شهر و در بین خیابان های امام، بعثت، اقبال و منتظری واقع شده است. این بازار حدوداً 60هزار متر مربع مساحت داشته و تنها در قسمت بافت قدیمی آن که تحت مراقبت و به سازی است حدود 1000 باب مغازه وجود دارد. این بازار پس از بازار تبریز از جمله بازار های سرپوشیده و  وسیع کشور به شمار می رود و هنوز هم به عنوان یک قطب اقتصادی مهم ایفای نقش می کند.
بازار خوی
مجموعه بازار خوی که قدمت آن به دوره صفویه باز می گردد شامل مجموعه آثار مختلفی است از جمله این آثار می توان به سرای میرهاشم، سرای خان، مسجد حاجی بابا، دروازه سنگی و غیره... اشاره نمود. این مجموعه هنوز هم به عنوان یک قطب اقتصادی در شهر ایفای نقش می کند.

 

   
  امامزاده بركشلو اروميه
اين‌ مقبره‌ در روستاي‌ امامزاده‌ در 12 كيلومتري‌ شهرستان‌ اروميه‌ واقع‌ شده‌ است‌. قدمت‌ تاريخي‌ اين‌ مقبره‌ به‌ دوره‌ زنديه‌ يا اوايل‌ دوره‌ قاجاريه‌ مي‌رسد.
  امامزاده سید بهلول
این امامزاده در سه کیلومتری مرکز شهر خوی قرار دارد و مدفن یکی از نوادگان امام علی النقی (ع) است.
  امامزاده آقا میر هادی
در شمال (شرق) امامزاده سید بهلول خوی قرار دارد و مدفن آقا میرهادی می باشد.
  امامزداده سید یعقوب
در شهرستان خوی واقع است بنای مقبره احتمالاً به دوره صفویه تعلق دارد.
  امامزاده تازه شهر
در پنج کیلومتری شهر سلماس واقع است و مدفن چهار تن از فرزندان امام علی نقی (ع) است. این امامزاده از سده های گذشته زیارتگاه مردم شهر بوده است.
  بقعه دیزج تکیه
این مقبره مدفن یکی از نوادگان امام موسی کاظم (ع) است و در 15 کیلومتری جنوب شرقی ارومیه واقع شده است.
   
  كاروانسراهاي خوي
دو كاروانسرا در شهرستان‌ خوي‌ وجود دارد، يكي‌ در 24 كيلومتري‌ غرب‌ خوي‌ با پلان ‌متفرقه‌ و با مصالحي‌ از سنگ‌ ساخته‌ شده‌ از دوره‌ صفوي‌ و ديگری‌ در 41 كيلومتري‌ غرب‌ خوی با پلان‌ متفرقه‌ و با مصالحي ‌از خشت‌ از دوره‌ قاجار به‌ يادگار مانده‌ است.
  کاروانسرای ارومیه
این کاروانسرا در داخل شهر ارومیه قرار دارد و به دوره قاجاریه تعلق دارد.
  کاروانسرای خان
این بنا در مجموعه بازار قدیمی شهرستان خوی قرار دارد.
  کاروانسرای میرزا هاشم
در مجموعه بازار قدیمی خوی قرار دارد و در دوره قاجاریه ساخته شده است.
  کاروانسرای چیت سازان
این کاروانسرا که در خوی قرار دارد، در حقیقت یک کارگاه ماهوت بافی در خوی بوده است که عباس میرزا نایب السلطنه آن را ساخته است.
  کاروانسرای شاه عباسی
در فاصله 30 کیلومتری شهرستان خوی در ابتدای جاده ورودی روستای قوردیک علیا قرار دارد. این کاروانسرا در یک موقعیت مناسب در جاده ابریشم از کاروانسرا های مهم منطقه به شمار می رفت.
  کاروانسرای قطور
این کاروانسرا در 41 کیلومتری شهرستان خوی، در نزدیکی روستای آلمالو در کنار رودخانه قطور چای قرار دارد. این کاروانسرا احتمالاً به دوره صفویه تعلق دارد.

 

 
  نقش برجسته ساسانی خان تختی
نقش برجسته ساسانی خان تختی در 16 کیلومتری شهر سلماس قرار دارد و متعلق به دوره ساسانی است.
  سنگ نبشته بسطام
این سنگ نبشته از بالای دروازه قعله بسطام شهرستان خوی کشف شده است. این کتیبه به خط اورارتوری است.
  کتیبه عین الروم
این کتیبه در دره قاسملو در جنوب غربی ارومیه قرار دارد. کتیبه متعلق به منوآ 810 تا 780 قبل از میلاد است.
  سنگ نبشته کلاشین
این سنگ نوشته قبلاً بر سر راه رواندوز به اشنویه قرار داشت و اکنون در موزه ارومیه قرار دارد. این کتیبه به فرمان ایشپویینی کنده شده است.
  کتبیه محمودآباد
در روستای محمودآباد در حومه ارومیه کشف شد. این کتیبه به دوره اورارتوها تعلق دارد و هم اکنون در موزه ارومیه نگهداری می شود.
  کتبیه موانا
در 35 کیلومتری غرب ارومیه تپه روستای موانا قرار دارد. این کتیبه متعلق به هزاره اول قبل از میلاد است و به خط میخی اورارتوری و آشوری است. این کتیبه نیز در موزه ارومیه نگهداری می شود.
  سنگ نگاره صخره هنجیران
در 28 کیلومتری جنوب شهر مهاباد، در دره ای به نام هنجیران قرار دارد.
حکاکی موجود بر سنگ حکایت از تاریخ هزاره سوم قبل از میلاد دارد.

 

   
  حمام آخوند
در خیابان امام واقع در بازار مرکزی شهر ارومیه قرار دارد و متعلق به دوره قاجاریه است.
  حمام خان بیگ
در حومه شهر قره ضیاءالدین قرار دارد و در دوره قاجار ساخته شده است.
  سایر حمام ها
از دیگر حمام های استان آذربایجان غربی می توان به حمام ماکو، حمام میرزا رسول مهاباد، حمام شیخ در سلماس، حمام ایل در خوی، حمام قیان در شاهین دژ، حمام پور نادر پلدشت، حمام تجلی در ارومیه، حمام امامزاده در خوی و حمام قراچه در ارومیه اشاره کرد.
 
  پل خاتون خوی
پل‌ خاتون‌ در دو كيلومتري‌ جنوب‌ شرقي‌ شهرستان‌ خوي‌ بر روي‌ رودخانه‌ پرآبي‌ در 40 كيلومتري‌ سمت‌ چپ‌ جاده‌ آسفالته‌ خوي سلماس‌ در سال ‌هاي‌ 1170-1200 هـ.ق‌ به‌ دستور احمد خان ‌دنبلي‌ ساخته ‌ شده‌ است.
  پل پنج چشمه ماكو
اين‌ پل‌ در پنج كيلومتري‌ ماكو بر روي‌ رودخانه‌ پر آب‌ زنگمار ساخته‌ شده‌ است‌. پل‌ پنج‌ چشمه‌ از آثار دوره‌ صفوي‌ است‌ و به‌ منظور ايجاد ارتباط‌ بين‌ تبريز-ماكو و همچنين‌ روستاهاي‌ اطراف‌ ساخته ‌شده‌ است‌.
  پل قطور خوی
اين‌ پل‌ كه‌ بر روي‌ دره‌اي‌ وسيع‌ و با تكنولوژي‌ جديد جهت‌ عبور راه‌آهن‌ و قطار احداث‌ شده‌است‌، يكي‌ از پل‌هاي‌ مهم‌ و شناخته‌ شده‌ خاورميانه‌ محسوب‌ مي‌شود. طول‌ آن‌ 448 متر، ارتفاع‌ آن‌ 128 متر و قطر دهانه‌ آن‌ 232 متر است‌.
  پل میرزا رسول
بر روی رودخانه سیمینه رود در سه کیلومتری جاده میاندوآب به مهاباد در اوایل دوره قاجار ساخته شده است.
  پل باراندوز
این پل نیز بر روی رودخانه باراندوز در حدود 15 کیلومتری جاده اشنویه–ارومیه قرار دارد و در دوره قاجار ساخته شده است.
  پل قلعه جوق
پل قلعه جوق در جنوب شهرستان ماکو بر روی رودخانه زنگهار در دوره صفوی ساخته شده است.
  پل ممیند
بر روی رودخانه گدار در کنار روستای سمینه شهرستان نقده قرار دارد. قدمت این پل به دوره قاجار و صفویان برمی گردد.
  پل قالاتاسیان
پل قالاتاسیان در مسیر جاده پیرانشهر–سردشت و در مسیر فرعی روستای بی بی آوا به سپیدار قرار دارد. این پل به دوره قبل از اسلام تعلق دارد.
  پل کیسان
این پل در سه کیلومتری بسطام بر روی رودخانه آق سو در سال 1317 شمسی بنا شده است.
  سایر پل ها
از دیگر پل های استان آذربایجان غربی می توان به پل ساروق تکاب و پل لیلان چای در میاندوآب اشاره کرد.
 

 

 
  محوطه تاریخی تخت سلیمان
این بنا که ثبت جهانی شده است در 45 کیلومتری شمال شرق تکاب میاندوآب قرار دارد. در این محوطه آتشکده های دوره ساسانی معبد کاخ ساسانی و بنا های ایلخانی وجود داشته است. تخت سليمان بر روي صفه اي طبيعي از رسوبات آب درياچه، كه ٢٠ متر ارتفاع دارد قرار گرفته است. ادامه...


  تپه حسنلو نقده
 اين‌ تپه‌ در 12 كيلومتري‌ شمال‌ شرقي‌ نقده‌ و در مجاورت‌ دهكده‌ حسنلو قرار دارد. اين‌ تپه ‌حدود 20 متر از بستر رودخانه‌ گدار (كه‌ در پاي‌ آن‌ جاري‌ است‌) ارتفاع‌ دارد و قطر آن‌ حدود 250 تا 280 متر است. در نتيجه‌ كاوش‌هاي‌ به‌ عمل‌ آمده‌ مشخص‌ شده‌ است‌ كه‌ در اين‌ تپه‌ 10 دوره‌ متمايز سكونت‌ وجود داشته.
  تپه حاجی فیروز
در بخش شرقی دره سلدوز در دو کیلومتری جنوب شرقی تپه حسنلو قرار دارد. واحد های ساختمانی این تپه به هزاره ششم قبل از میلاد برمی گردد.
  تپه اهرنجان
در دشت سلماس، در شمال غرب دریاچه ارومیه قرار دارد. بر اساس اطلاعات موجود قطعات کشف شده مربوط به دوره نوسنگی است.
  تپه هفتوان
این تپه در 15 کیلومتری دریاچه ارومیه در جلگه حاصلخیز سلملس قرار دارد. این تپه به هزاره سوم قبل از میلاد تا دوره ساسانی تعلق دارد.
  محوطه تاریخی کوه زندان سلیمان
این محوطه در پنج کیلومتری تخت سلیمان واقع شده است و در کمر کش آن آثار معماری هزاره اول قبل از میلاد از سنگ و ملات و ساروج وجود دارد.
  محوطه برد کنته
این مجموعه مربوط به قبل از دوره هخامنشی و شاید قبل از دوره ماد و زمان حکومت مانا در هزاره قبل از میلاد است و در هفت کیلومتری شهر مهاباد قرار دارد.
  تپه گوی
در شش کیلومتری جنوب شرقی شهر ارومیه در دره ای به همین نام واقع شده و از آثار هزاره های سوم و دوم و قبل از میلاد در آن وجود دارد.
  تپه باستانی قلایچی
در 12 کیلومتری شمال شرقی شهر بوکان قرار دارد. این مجموعه به دوره حکومتی مانا متعلق است.
  تپه دالما
در جنوب غربی دریاچه دالما قرار دارد و مربوط به هزاره های چهارم و پنجم قبل از میلاد است.

 

ساجد

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 19:30  توسط یوسف یاسر  | 

اشنویه

شهرستان اشنویه

اْشنَویه (به کردی: شنو= Şino) یکی از شهرهای کردنشین استان آذربایجان غربی ایران است. این شهر مرکز شهرستان اشنویه است که در قسمت غربی این استان جای گرفته است. بر پایه سرشماری سال ۱۳۸۵، جمعیت این شهر برابر با ۲۹٬۸۹۶ نفر بوده است.

mish-oshnavieh


اشنویه(شنو) در حالیكه در موزه قدم می زدم یك سنگ بزرگ با دستخطی قدیمی توجهم را به خود جلب كرد . طبق گفته راهنما این سنگ بین دو مرز آشوریان و اوراتور(ارمنستان) ، نه صد سال قبل از بنای تخت جمشید قرار داده شده بود . این سنگ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‌} كیله شین { نام دارد . نام شهر اشنو با خط میخی روی سنگ حك شده است . من كنجكاو شدم كه بیشتر در مورد این شهر بدانم . حالا من آنرا از جنبه های جغرافیای تاریخی و اجتماعی توضیح می دهم . اشنویه در جنوب غربی آذربایجان غربی ، بین سه كشور ایران ، عراق و تركیه واقع شده با طول جغرافیایی 45 درجه و 6 دقیقه و عرض 37 درجه و 2 دقیقه و 30 ثانیه و اختلاف ساعت آن با تهران 20 دقیقه و 12 ثانیه است و با مركز استان 71 كیلومتر فاصله دارد . ارتفاع متوسط آن از سطح دریا 5080 فوت معادل 1524 متر است و مساحت كل منطقه اشنویه 64 كیلومتر است . در شمالغربی دو قله بنام رندوله (با ارتفاع 6000 پاو ) و بابوله در روبروی هم قرار دارند و مشرف به شهر اشنویه می باشند . این دو قله دارایی یخچالهای طبیعی دره ای است . اشنویه دارایی مطبوعترین آب و هوای منطقه آذربایجان غربی است سرد و مرطوب كوهستانی بوده و دارای زمستانهای سرد و طولانی و تابستانهای معتدل می باشد . حداكثر درجه حرارت در تابستان 6/40 درجه سانتیگراد و حداقل درجه حرارت 5/14 درجه مشاهده شده . گرمترین و سردترین محل ، به ترتیب نالوس و گلاز می باشد . میزان بارندگی سالیانه 5/440 میلیمتر و درجه رطوبت 5/2 درصد در سال می باشد . اشنویه منطقه بادخیز می باشد از جمله بادشمال (شه مال ) ، بادزریان ، باد قبله و باد سلماس . گادر ، كانی رش ، گلازچای ( روبار ) و گرد كاشان از جمله رودخانه های واقع در اشنویه اند كه بزرگترین آن رودخانه گادر به طول 100 كیلومتر است كه در كتاب های تاریخی به نام رود كدیر مشهور است . سلطان مصطفی ( كانی باد ) ، پیر رش ، باد كانی شیخ رش ، كانی پولیه ( آب آن از زیر شكاف سنگها می جوشد و بعد از جریان پیداكردن تبدیل به سنگهای كوچك آهكی می گردد ) ، كانی گراو ، كانی سپی ، كانی مرگور ، سه كانی عین الروم و ... از جمله چشمه های معدنی اشنویه هستند كه مردم برای علاج بیماری رماتیسم و امراض پوستی از آنها استفاده می كنند كه معروفترین آنها كانی گراو است كه در یكی از باغهای اطراف اشنویه واقع است در هنگام اشغال این منطقه توسط روسها دور تا دور آنرا میوه فرا گرفته مانند گردو ، بادام و انگور ( كه مورد توجه سیاح معروف عرب ابن هوقل نیز قرار گرفته است ) حمدالله مستوفی و یاقوت حموی از باغ های این شهر تعاریف زیادی نموده اند . مهمترین محصول صادراتی آن گندم و گیلاس است . ( طوریكه آنرا شهر گیلاس نامیده اند ) توتون اشنویه دارای معروفیت خاص است كه دارای ساقه كوتاه و برگهای پهن است و به توتون كردی معروف است . دارای منابع زیر زمینی دست نخورده از قبیل نفت است دنباله رگه های نفتی كركوك می باشد در چشمه كانی چاورش روی آب را ماده ای چربی فرا گرفته كه مردم در گذشته از این در چراغ می ریختند . برده زرد ( سنگ زرد ) ، سنگ آهن مرمر و سنگ های آهكی از جمله سنگ هایی است كه در اشنویه به فراوانی یافت می شود . اشنویه از نظر تاریخی یكی از بزرگترین شهرهای كردستان بوده ، قدمت آن زیادتر از سه هزار سال می باشد . در سیزده قرن از میلاد مسیح شهری آباد و پر جمعیت بوده و با حدود 400 هزار نفر جمعیت داشته و دارای چهار دروازه بود كه هر كدام به صورت قلعه مستحكم در جهار قسمت شهر قرار داشته اند. دروازة قلاتوك (قلعه ) در شمالغرب ، روستای آسناوه ( حسن آباد فعلی ) در جنوب ، گرد كشان در شمال شرق و ركاباد در بالای جادة اشنویه - نقده قرار دارد . بعضی ها عقیده دارند كه اشنویه در قدیم به علت حضور ملكه صبا به نام شهر صبا معروف بوده نام شهر اشنویه به نام } اشنو { در سنگ كیله شین (Kelichin ) به خط میخی منقوش است . نام های قدیمی شهر آشنو ( از زبان كلدانی ) ، عشنو ، شنو ، اشنو به معنی قلعه ، برج ، بارو ، سنگر و حصار است ولی به عقیدة برخی مورخان اشنویه در اصل ( اُشنه ) بوده كه به معنای گیاه خوشبو است و به فارسی آن گیاه را ( دواله ) گویند كه بر درخت صنوبر و گردو میپیچد . در كتیبه كوروش از ایالت ( اشنوناك ) كه همان اشنو است نام برده شده كه خواجگذار كوروش بوده اند . از نظر تاریخی سابقه این ناحیه به قبل از مادها می رسد


اقوامی چون لولوبیان ،آشوریها، اورارتوها و ماده در این منطقه سكونت داشته اند . این شهر در طول تاریخ ، جولانگاه جنگ و گریزهای زیادی بوده است از جمله باره میان عثمانیان و روسها كشتارهای وسیعی در این منطقه صورت گرفته است . در سال 1320 ه.ق زلزله بزرگی شهر را تكان داده و خسارتهای مالی و جانی سنگین به باد آورد به طوریكه تقریباً شهر از بین رفت در سال 1909 میلادی عثمانیها اشنویه را تسخیر نمودند و در حد وسیعی كشتار نمودند . به علت جنگ روسها و عثمانیها در این نواحی زیان زیادی به جان و مال مردم وارد شد . پس از روسها نوبت جیلوها ( شاخه ای از آشوریها ) رسید كه به شهر هجوم آورده و حتی به زنان و كودكان نیز رحم نكردند . به دنبال جنگ جیلوها و روسها ، قحطی بزرگی پدید آمد . به علت مرگ و میر زیاد ، مردم از فرط گرسنگی به طرف عراق ( موصل و كركوك ) حركت كردند و چون مصادف با زمستان بود آب و هوای نا مساعد و برف فراوان سبب شد كه عدة زیادی در راه تلف شدند و فقط چند خانوار جان سالم به در بردند و فقط چند صد نفر باقی ماندند . اشنویه آثار باستانی بسیاری از جمله قرید روستای بمزورتی ( دارای 120 هزار نفر جمعیت بوده و اسم آن در اصل بی دین زورتی به معنی موقوفه یا بخشیده شده به زبان آشوری می باشد . كلیسای دارالعلمای مسیحی در این منطقه بوده ما رابراهم اُسقف بزرگ این منطقه بوده آثار گورستان مسیحیان در این محل باقی مانده اند ) ، دنخه ، تپه ده شمس ، تپه حسن چشمه گل ، تپه نرزیوه ، چهاربت ، تپه گرد ملا احمد ، قلعه توك ، تپه حسن آباد و سنگ كله شین . سنگ كیله شین ( Kelichin ) در جنوب غربی اشنویه در مرز ایران و عراق واقع شده است . سنگ كیله شین سنگی است بزرگ آبی به ارتفاع 170 سانتی متر كه كتیبه ای به دو زبان اوراتویی و آشوری در آن وجود دارد و متعلق به قرن هشتم پیش از میلاد است متن اوراتویی از ایشیونیا ( 814 سال پیش از میلاد ) پادشاه اورارتو است و سمت چپ همان متن به زبان آشوری است در كتاب ( المنجد ، تاریخ آشور ، كتاب كشیش های ریش قرمز ) در مورد كله شین چنین نوشته اند : ( معنی لغوی كله شین ستونی به رنگ آبی است و به عبارت است از سنگ كوچكی به صورت مكعب مستطیل یا استوانه در كنار قبر و یا بالای سر اموات نصب می نمایند . ) این سنگ از نظر جغرافیایی اهمیت دارد از مركز تقسیم خوردن آبراهه های كوههای مرزی بوده كه ( مقیم العیاهی ) گفته می شود به قول نویسنده مشهور كلدانی قدمت این سنگ 900 سال قبل از بنا نهادن تخت جمشید می باشد در آن اسم سه شهر ( ورمی ، شنو ، نیرگی ) آمده است نخستین كسی كه این لوحه را به دنیا معرفی نمود شولش باستانشناس آلمانی بود . اشنویه دارای اماكن متبركه : شیخ عبدالعزیز ، سلطان مصطفی ، سید تاج الدین ، ( حمدالله مستوفی اورا از فقیه های بزرگ خوانده ) ، حاج شیخ اسماعیل برزنجی ، خلیفه ملا خضر و خلیفه ملا شفیع ... و مشاهیر و عرفا از جمله : علی بن شیخ حامد اشنویی و احمد كور ( معروف به شیخ احمد عاشق ) می باشد . اشنویه دارای 79 روستا و جمعیت كل 62 هزار می باشد زبان مردم اشنویه كُردی سورانی می باشد مردم لباس كُردی می پوشند دین مردم این منطقه اسلام و مذهب اكثریت شافعی می باشد . چهار ایل و عشیره عمده در منطقه اشنویه وجود دارد : زرزا ، مامش ، هركی و سادات مهمترین كار مردم كشاورزی و دامداری می باشد . اسم معمو آن امروزه اشنویه است . در زبان محلی همان شنو است . اشنویه شهری زیبا ، با شكوه و تاریخی است . از نظر جغرافیایی دارای موقعیت مهم نظامی است زیرا بین سه كشور واقع است . از آنجا كه اشنویه محل زندگی مسیحیان بوده ( در قرن پنجم بعد از میلاد ) عتیقه های زیادی كه متعلق به آنهاست در این منطقه پیدا شده كه هم اكنون در موزه های سراسر جهان نگهداری می شوند . اشنویه دارای مزیتهای فراوان تاریخی ، اقتصادی و طبیعی است كه مسافران بسیاری را به خود جلب می كند .

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 19:24  توسط یوسف یاسر  | 

تخت سلیمان

قلعه تخت سلیمان‌

مجموعه فرهنگی تاریخی تخت سلیمان تکاب به عنوان یکی از مهمترین و مشهورترین آثار تاریخ تمدن ایران و جهان جزو ۴ اثر ملی ثبت شده کشور در فهرست آثار تاریخی جهان است که هر ساله هزاران گردشگر داخلی و خارجی از آن بازدید می‌کنند.‌
تخت سلیمان به عنوان یکی از با ارزش‌ترین بناهای تاریخی ایران زمین در ۴۲ کیلومتری شمال شرقی تکاب در آذربایجان غربی واقع است.‌

takhtesoleyman

 برای دیدن مجموعه آثار تاریخی تخت سلیمان از طریق تهران می‌توان مسیر جاده زنجان را در پیش گرفت. این بنا در ۴۰ کیلومتری زنجان، سمت چپ جاده شهر سلطانیه قرار دارد.‌
در این شهر که زمان ایلخانان مغول و صفویه رونقی فراوان داشت می‌توان گنبد بزرگ سلطانیه را دید، این گنبد از سطح زمین ۵۱ متر ارتفاع دارد.
پس از خروج از زنجان به سمت دندی ۹۰ کیلومتر مسیر کوهستانی را باید پیمود و با خروج از دروازه این شهر در سمت شمال دریاچه، کاخ شکار آباقاخان (قرن سیزدهم میلادی) و ایوان غربی معروف به ایوان خسرو را می‌توان دید.
روبه‌‌روی آن هشت ضلعی‌های دوره مغولی قرار دارد و اگر به سمت غرب نگاه کنید روستای احمد آباد سفلی با چشمه‌های آب گرم و زندان سلیمان به چشم می‌خورد.
زندان سلیمان نیز که تپه‌ای است به ارتفاع یکصد متر از سطح زمین و مخروطی شکل، زمان ساسانیان محل قربانی یا نیایش موبدان زرتشتی بوده و البته بقایای بناهای دور مخروط زندان سلیمان، نشانگر اهمیت این محل مقدس است. ‌
موبدان پس از نیایش در محل، حیوان را برای قربانی به جایگاه می‌بردند تا نذر آتشکده کنند. ‌
احتمالاً دو هزار سال پیش مخروطی که امروز خالی از آب است و در دهانه تپه قرار دارد، پر از آب بوده و بقایای آب انبارها اطراف مخروط نشانگر غیر قابل استفاده بودن آب این دهانه و دریاچه درون آن است؛ اما به مرور زمان و بر اثر حجم رسوبات با فرو ریختن دهانه، چشمه‌های این دریاچه که در عمق ۱۰۰ متری قرار داشته‌اند بسته شده و مخروط کم کم به خشکی رفته است. ‌
آب دریاچه تخت سلیمان و زندان سلیمان هیچ کدام آشامیدنی نیست و تنها برای کشاورزی و به راه انداختن آسیاب‌های آبی اطراف قابل استفاده بوده است. ‌
● معبد آناهیتا
معبد آناهیتا در شمال شرقی دریاچه نیز حائز اهمیت است، چون آناهیتا، الهه آب، مورد احترام ایرانیان باستان بوده و برای وجود چنین معبدی باید دلیل ویژه‌ای وجود داشته باشد. ‌
کوه بلقیس نیز با دو قله مرتفع ۳۳۰۰ متری در ۵/۷ کیلومتری شمال شرقی تخت سلیمان قرار دارد. روی قله جنوبی تراسها و ارکهای ساسانی دیده می‌شوند. صعود از کوه چندان مشکل نیست و می‌توان با گرفتن یک راهنمای محلی از دهکده تازه کندیا احمد آباد و سفلی به سوی آن رفت. ‌
بین دو قله در فصل بارش، دریاچه‌ای از آب برفهای ذوب شده دیده می‌شود و پایین‌تر، چشمه‌ای وجود دارد که علت اصلی حضور معبد آناهیتاست. ‌
این چشمه، آب آشامیدنی موبدان را تامین می‌کرده و نام کوه برگرفته از نام ملکه صبا، همسر حضرت سلیمان است.‌
اما در شمال دریاچه تخت سلیمان، آتشکده آذرگشسب قرار دارد که مهمترین اثر تاریخی این مجموعه است و جلوی‌ آن، حیاط شمالی آتشکده و در شرق آن محل آتش مقدس است و در سمت شرق آتشکده تالار ستونداری قرار دارد. ‌
مجموعه فرهنگی تاریخی تخت سلیمان تکاب ناحیه‌ای است به مساحت ۱۲۴ هزارمتر مربع که در ادوار مختلف محل سکونت مادها، اشکانیان، ساسانیان و مغولها بوده و به روایتی محل تولد زرتشت پیامبر است و علاوه بر بقایای آتشکده آذرگشسب شامل کوه زندان سلیمان، آبگرم تخت سلیمان و قلعه بلقیس نیز هست.‌
● قلعه تخت سلیمان‌
قلعه تاریخی تخت سلیمان بازمانده از دوره ساسانیان با بخش‌های مختلفی همچون آتشکده آذر گشسب به عنوان یکی از مهمترین آتشکده‌های دوره ساسانی، آتشکده شاهی و جنگ آوران، ایوان خسرو، معبد آناهیتا، آتشگاه‌های کوچک و دروازه‌ها و دیوارهای مستحکمش از بناهای مهم تاریخی جهان به شمار می‌رود. در زمان ساسانیان ایرانیان سه آتشگاه بزرگ و برجسته داشتند.‌
نام آتش‌هایی که در این آتشگاه‌ها نگهداری می‌شد یکی <برزین مهر> به معنای آتش عشق والا و ویژه برزیگران بود که در نزدیکی نیشابور خراسان جای داشت، دیگری <فربغ> بود به معنای آتش فر ایزدی که در کاریان فارس و ویژه موبدان و بلندپایگان بود و سومی <گشسب> که در تکاب آذربایجان قرار داشت.‌
آتشگاه آذرگشسب ویژه ارتشیان بود و در شهر و محلی بنام شیز یا گَنجک بر روی کوه اسنوند قرار داشت. آذرگشسب به معنای آتش اسب نر است.‌
بر پایه افسانه‌های ایرانی این آتشگاه به این علت آذرگشسب نامیده شده است که کیخسرو به هنگام گشودن بهمن دژ در نیمروز با تیرگی شبانه که دیوان با جادوی خود پدید آورده بودند روبرو شد، آنگاه آتشی بر یال اسب وی فرود آمد و جهان را دیگر باره روشن کرد و کیخسرو پس از پیروزی و گشودن بهمن دژ به پاس این یاوری اهورایی، آتش فرود آمده را آنجا بنشاند و آن آتش و جایگاه به نام آتش اسب نر (گشسب یا گشنسب) نامیده شد. این محل هم اکنون تخت سلیمان نام دارد.‌
مجموعه باستانی تخت سلیمان قبل از اسلام به عنوان بزرگترین مرکز آموزشی، مذهبی، اجتماعی و عبادتگاه ایرانیان به شمار می‌رفت اما در سال ۶۲۴ میلادی و در حمله هراکلیوس، امپراطور رومیان به ایران تخریب شد.‌
به کارگیری سنگ‌های تراشدار و آجرهای بزرگ در ساخت این بنای تاریخی و واقع شدن دریاچه عجیب و همیشه جوشانی به عمق ۱۱۲ متر در وسط این مجموعه جلوه زیبا و خاصی به این مکان تاریخی بخشیده است.‌
درجه حرارت آب این دریاچه در تابستان و زمستان یکسان و حدود ۲۱ درجه است و همین موضوع ثابت می‌کند که آب آن از سفره‌ای زیر زمینی در عمق بسیار زیاد تامین می‌شود. ‌
آب این دریاچه که از عمق ۱۱۶ متری از درون زمین به سطح می‌آید و به زمین‌های اطراف می‌ریزد دارای املاح زیادی است که آن را برای آشامیدن و کشاورزی نامناسب کرده است. رسوب‌های حاصل از این املاح در قرن‌ها لبه دریاچه را شکل داده و متغیر کرده است.‌
این مکان تاریخی در زمان ایلخانیان و در دوره حکمرانی آقاخان در قرن هفتم هجری به عنوان تفرجگاه تابستانی مورد استفاده قرار می‌گرفت و این حکمران مغول با ساخت بناهای مختلفی همچون سالن شورا، ایوان شرقی و ساختمان‌های هشت و ۱۲ ضلعی یکبار دیگر جان تازه‌ای به مجموعه تاریخی تخت سلیمان تکاب بخشید.‌
آثار بناهای دوره‌‌های اشکانیان و ساسانی و ایلخانان مغول در این محل یافت شده است. مهم‌ترین آثار به جا مانده آن آتشکده و تالارهای دوره ساسانی است. برخی آثار ساسانی دیگر نیز در کوه بلقیس و زندان سلیمان در نزدیکی تخت سلیمان ساخته شده است.‌
کاوشگاه باستانی نیز از سوی یونسکو به عنوان میراث جهانی شناخته شده است و طرحهای بزرگی برای بازسازی و کاوش در آن در دست اجرا است

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 19:22  توسط یوسف یاسر  | 


این روزها مقصد نوروزی خیلی از سفرهای داخلی استان های شمال غربی کشور و آذربایجان شرقی و غربی است اما شاید کمتر کسی باشد که به قصد بازدید از جاذبه های تاریخی این منطقه سفر کند. پیشنهاد ما برای سفر نوروزی شما، شهرستان ماکو و روستاهای سرسبز و تاریخی این شهر است که شاید نمونه آن را در کمتر گوشه ای از کشور بتوانید پیدا کنید.


 

 

روستای باغچه جوق (در زبان ارمنی به معنی ده) یکی از همین روستاهای دیدنی ماکو است که در فاصله 6 کیلومتری از این شهر و حدود 2 کیلومتری از سمت غرب جاده اصلی بازرگان قرار دارد.

این روستا از غرب و جنوب به دامنه کوه چرکین و چشمه‌ای به نام کلیسه منتهی می‌شود اما صرف نظر از تمام دیدنی های طبیعی آن، ساختمان مجللی که در بخش جنوب شرقی روستای باغچه جوق قرار گرفته، شاید مهم ترین و توریستی ترین جاذبه تاریخی این منطقه باشد که بازدید از آن را نباید از دست بدهید.

کاخ ماکو

قصر باغچه جوق در اواخر دوره قاجاریه و به دست تیمور تیموری معروف به اقبال السلطنه ماکوئی که یکی از حکام مقتدر وقت و از سرداران مظفرالدین شاه بود ساخته شده است. این قصر به علت ویژگی‌های ممتاز معماری و هنری در سال 1353 توسط دولت خریداری شد و بعد از انجام تعمیرات ضروری و رفع خطر از آن به بازدید عموم گذاشته شد.

کاخ ماکو

قصر تاریخی باغچه جوق از یک ساختمان دو طبقه تشکیل شده و در داخل محوطه باغی به مساحت 11 هکتار قراردارد. معماری کاخ تلفیقی از معماری سنتی ایرانی و غربی است و به ویژه معماری روسیه اواخر سده نوزدهم در آن به چشم می خورد.

کاخ ماکو

گچبری ساختمان توسط اساتید ایرانی انجام گرفته و آئینه‌کاری آن در سطح عالی است. در بالای عمارت دور تا دور گلدان‌ها و مجسمه‌ها وجود دارد که اغلب جای گل و چراغ است. پایه ستون‌ها و گلدان‌ها از سنگ خارا است و خوب حجاری شده است. اولین گرامافونی که به ایران وارد شده در این عمارت به چشم می‌خورد که طول بوق آن 60 سانتیمتر و ارتفاع پایه‌اش بیش از یک متر است.

کاخ ماکو

پرده‌های زربفت، مبل‌های بی نظیر، تخت‌خواب‌های متعدد با تشک‌های پر قو، کاغذ دیواری‌ها و رنگ‌آمیزی سالن‌ها و نقاشی سقف اتاق‌ها، ظروف چینی اعلا و لوسترهای کریستال، فضای حیاط با گلکاری و درختان میوه و اشجار زینتی و حوض‌های وسیع بازدید کنندگان را به یاد کاخ‌های افسانه‌ای می‌اندازد.

کاخ ماکو

بخشی از باغ در پیرامون کاخ اصلی دارای طرحی از پیش اندیشیده و تقریبا منظم و محصور است. این محوطه توسط نرده‌های چدنی زیبایی از سایر بخش‌های باغ جدا شده که تقریبا نقشی همچون اندرونی ایفا می‌کند. در بخش‌هایی از محوطه، آثاری از کف‌سازی سنگی باقی مانده است و در سمت غربی کاخ نیز نمای اصلی ساختمان حوض بیضی شکل دیده می‌شود.

کاخ ماکو

نمای خارجی بنا با مجسمه‌های گچی که سردرها و نرده‌های گچی لبه بام را زینت داده‌اند، ساختمان سنگی یا آشپزخانه کاخ که با سنگ‌های صیقلی و تراش خورده ساخته شده است و استخر بزرگ باغ که جوی آبی از آن به قسمت‌های مختلف باغ جاری است از دیگر دیدنی‌های باغچه جوق به حساب می‌آید.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 19:17  توسط یوسف یاسر  | 

چالدرا

چالدران تنها شهر بی كولر ایران


تنها شهر بی كولر ایران

اگر وقت رفتن به بیرون کمی دقت کنی می‌بینی بر سر هر پشت بام و یا جلوی هر پنجره‌ای کولری گذاشته شده است. حدود 70 درصد از خانوارهای ایرانی در فصل گرما از كولرهای آبی و یا گازی برای خنك كردن محیط زندگی خود استفاده می‌كنند که توان کولرهای آبی در حدود 500 وات و در مورد كولرهای گازی بالغ بر 2000 وات است.


 

  

سال‌هاست مردم کشورمان، شهرستان چالدران را به عنوان شهر بی‌كولر می‌شناسند چراكه واقع شدن در دامنه سلسله جبال زاگرس كه آن را از شمال تا جنوب چون نگینی دربرگرفته است، هوای خنكی را بر مردم این شهرستان رقم زده است.

علی رادمنش یکی از شهروندان چالدران می گوید: در سالهای گذشته و بر اساس شرایط هوایی حاکم بر آسمان شهرستان، در این مواقع سال وقتی بیرون از خانه می‌رفتیم تعداد کمی از شهروندان را می‌دیدیم که اوقات فراغت خود را در بیرون از منزل‌هایشان به سر می‌برند.

تنها شهر بی كولر ایران

او ادامه می دهد: اگرچه در روزهای اخیر آب و هوای شهرستانمان گرمای بی‌سابقه‌ای را در مقایسه با میزان دمای گذشته‌اش تجربه می‌کند، اما اکنون هم چهره این شهر دارای زیبایی‌هایی وصف نشدنی است.

مطبوع بودن دمای هوای شهرستان چالدران در طول تاریخ به گونه‌ای بوده است که فروشندگان مجاز لوازم خانگی این شهرستان نیز می ‌گویند در سابقه 40 یا 50 ساله خود تا بحال فروش کولر را در این شهرستان ندیده‌اند.

تنها شهر بی كولر ایران

امین ولی‌زاده یکی از فروشندگان لوازم خانگی در شهرستان چالدران هم می گوید: من در طی 25 سال سابقه فروشندگی خود و با توجه به ارتباط هایی که با سایر فروشندگان داشته‌ام هرگز مشاهده نکرده‌ام که در فروشگاه‌های این شهرستان اقدام به فروش کولر کنند. سیستم‌های خنک کننده این شهرستان فقط پنکه است که آن هم فقط در زمان‌هایی استفاده می‌شود که دمای هوا بالا رود یعنی فقط در بعداز ظهرها آن هم نه در تمام ایام.

تنها شهر بی كولر ایران

بد نیست بدانید که در سال های گذشته این شهرستان تا حدی دارای هوای معتدل و مطبوعی بود که مردم این شهرستان در هوای گرم فصل تابستان به جای استفاده از پارکها و یا فضاهای سبز ترجیح می دادند در خانه‌های خود بمانند.

البته تعطیلات امسال با توجه به شرایط آب و هوایی حاکم بر کشور، این ویژگی منحصر به فرد طی گرمای چند روز اخیر در چالدران دچار تغییر شده و مردم را وادار به خروج از خانه‌های خود می‌کند و یا شهروندان را به تهیه دستگاه‌های خنک کننده مجبور کرده است.

تنها شهر بی كولر ایران

یکی از دلایل این گرمی هوای شهرستان از بین رفتن پوشش گیاهی بر اثر سیل‌های اخیر در شهرستان چالدران است. متاسفانه هر سال به علت وقوع پدیده سیل بیش از 4میلیون مترمكعب خاك در هر هكتار از اراضی و مراتع این شهرستان از بین می‌رود.

ن

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 19:11  توسط یوسف یاسر  | 

کبوترخ

كبوترخانه؛ اعجاز معماری ایرانی - آكاايران

كبوترخانه؛ اعجاز معماری ایرانی

توماس هربرت هم درباره اصفهان و كبوترخانه های آن می نویسد : «اگر چه خانه های ایرانیان نظیف بود، ولی به هیچ وجه قابل قیاس با خانه كبوترانشان (برجهای كبوتر) كه ظاهری عجیب دارند، نبود.»این در حالی است که «اوژن فلاندن» می نویسد: «مابین جلفا و خرابه ها، چندین برج كبوتر یافت می شود. این برجها انسان را به خود جلب می كند... خیلی بزرگ، محكم و قشنگند

iran

تقصیر ماست اگر کبوترخانه های ایرانی از شهرت معماری بناهای تاریخی کشورمان جا مانده اند. کبوترخانه هایی که در گذر تاریخ رو به فراموشی گذاشته اند و این روزها کمتر کسی سراغی از این شگفتی معماری ایرانی می گیرد. واقعیت این است که معماران ایرانی نگاه عالمانه ای به اقلیم و علم زیست شناسی داشته اند. آنها با به کار گیری روش هایی هوشمندانه، چنان پناهگاه امنی برای کبوتران فراهم کرده بودند که کمتر کسی می توانست عظمت و ظرافت آن را درک کند.

قطر سوراخ های ورودی كبوتران به داخل برج ها هم به اندازه ای ساخته شده

كه تنها كبوتران می توانند وارد آن شوند و پرندگان مهاجم قادر به ورود به داخل

آن نبوده و نیستند
كبوترخانه ها درست مثل دژهای نظامی در برابر همه دشمنان كبوتر (كه كم هم نیستند) مقاومت می کنند. ساختار معماری این كبوترخانه ها به گونه ای است كه نه تنها در برابر پرندگان شكارچی مانند قوش، جغد و كلاغ مانع ایجاد می کنند، بلكه با ویژگی های خاصی که در ساختشان در نظر گرفته شده، مانع از ورود پرندگان مهاجم می شوند تا آرامش و آسایش كبوتران به صورت همه جانبه تأمین شود.

این برج ها آنقدر دقیق ساخته شده اند که درصد اشتباه ورود پرندگان مزاحم در آنها تقریبا صفر است چرا كه اگر حتی یك مورد پرنده یا حیوان مهاجمی به درون این كبوترخانه راه پیدا کند، هرگز هیچ كبوتری احساس امنیت نخواهد کرد و در نتیجه كبوترخانه خالی از حضور كبوتران می شود

iran

فضای داخلی كبوترخانه آن چنان امن و مفرح است كه گاهی حدود 25 هزار كبوتر در آن جمع می شدند. آشیانه ها آن چنان زیبا و منظم با مدول های یك شكل و از مصالح كاهگل ساخته شده كه در تابستان بسیار خنك و بادگیر و در زمستان گرم آرام است.

این در حالی است که قطر سوراخ های ورودی كبوتران به داخل برج ها هم به اندازه ای ساخته شده كه تنها كبوتران می توانند وارد آن شوند و پرندگان مهاجم قادر به ورود به داخل آن نبوده و نیستند. جالب این كه برای دقت یك اندازه بودن قطر سوراخ های كبوتر به ویژه در كبوترخانه های سبك گلپایگان و خمین از تنوشه (لوله های سفالی) استفاده می شده تا سوراخها یكسان اجرا شوند؛ نه بزرگتر كه پرندگان مهاجم وارد شوند و نه كوچكتر كه كبوتران بزرگتر نتوانند داخل بیایند. این کبوتر خانه ها حتی در مقابل ورود گربه و روباه و مار و موش هم ایمن بودند و حتی ورود آدمیزاد هم به این برج ها به سادگی امکانپذیر نبود. در برخی از كبوترخانه های ایران مثل کبوترخانه های روستاهای گلپایگان و خمین، سر گرگ و كفتار را در كبوترخانه می گذاشتند تا با انتشار بوی آن، دشمنان کبوترها از راهی که آمده اند فرار کنند! این روش آنقدر موثر بود که تا این اواخر هم سركفتاری در كبوترخانه رباط ابوالقاسم گلپایگان نگهداری می شد.

اما این کبوترخانه ها تنها در نقش محافظان کبوترها عمل نمی کردند. این بناهای شگفت انگیز، عملكرد اقتصادی هم داشتند و مرغوب ترین كود شناخته شده در جهان را تامین می کردند.

این کبوترخانه ها تنها در نقش محافظان کبوترها عمل نمی کردند. این بناهای شگفت انگیز، عملكرد اقتصادی هم داشتند و مرغوب ترین كود شناخته شده در جهان را تامین می کردند
كبوترخانه از نگاه جهانگردان
کبوترخانه ها را همه جا می توانید ببینید. از كناره های شرقی دریاچه ارومیه گرفته تا كویر یزد و میبد و برخی روستاهای نطنز و كاشان... از جنوب خراسان و طبس گرفته تا گوشه و كنار شهرها و آبادی های کشور. آنقدر که تنها در حوالی اصفهان بیش از سه هزار برج زیبای كبوتر وجود داشته که با جذب كبوتران سراسر شهر، زیستگاه امنی برای آنها فراهم می کرده اند

iran

كبوترخانه ایرانی مورد توجه بسیاری از سیاحان و گردشگران خارجی بوده كه به اختصار اشارتی در این زمینه خواهد شد. ابن بطوطه مراكشی ظاهراً اولین سفرنامه نویسی بوده كه درباره كبوترخانه ایرانی سخن گفته است. او در سفر طولانی خود در حدود 5 قرن قبل (477 سال پیش) می گوید که این كبوترخانه ها را بین راه قریه فیلان و اصفهان دیده است: «فیلان قریه بزرگی است كه بر روی رودخانه عظیمی ساخته شده و در كنار آن مسجد زییایی وجود دارد. آن روز تیر از وسط باغها و آبها و روستاهای زیبا كه برجهای كبوتر زیادی داشت به مسیر خود ادامه دادیم و پسین روز به اصفهان رسیدیم...»

کبوترخانه ها را همه جا می توانید ببینید. از كناره های شرقی دریاچه ارومیه گرفته تا كویر یزد و میبد و برخی روستاهای نطنز و كاشان... از جنوب خراسان و طبس گرفته تا گوشه و كنار شهرها و آبادی های کشور
حدود دو قرن بعد (شاردن فرانسوی) با دقت فراوانی به موضوع كبوترخانه های ایرانی می پردازد. او یك جلد از ده جلد سیاحتنامه خود را به اصفهان پایتخت آن روز ایران اختصاص داده است و همان طور كه خود گفته اصفهان را بهتر از پاریس می شناخته است. او درباره كبوتر خانه های ایران می نویسد: «من عقیده دارم كه ایران مملكتی است كه بهترین كبوترخانه های جهان در آنجا ساخته می شود. همه اینها برای به دست آوردن كود ساخته شده است و نه برای پرورش و تغذیه كبوتران.» او می نویسد: «ایرانیان، فضله این پرنده را «چلغور» می نامند كه به معنی محرك و مقوی است كه میوه های پررنگ و بو و خوشمزه ایران و اصفهان مدیون این كبوترخانه هاست.» و در جایی دیگر می گوید: «كبوترخانه های عظیم ایران شش بار بزرگتر از بزرگترین پرورشگاه های ماست. این برج ها را از آجر بنا می كنند و رویش را گچ و آهك می كشند و در تمام سطوح داخلی دیواره برج از بالا به پایین سوراخهایی تعبیه شده تا كبوتران در آنها آشیانه كنند
گروه گردشگری تبیان- الهام مرادی
برگرفته از همشهری آنلاین

هقشدانه اعجاز

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 19:1  توسط یوسف یاسر  | 

مهاباد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو

مختصات: شرقی‌۴۵°۴۳′ شمالی‌۳۶°۴۶′ / °۴۵٫۷۲شرقی °۳۶٫۷۷شمالی / ۴۵٫۷۲;۳۶٫۷۷

مهاباد
مه‌هاباد

CirCaraPlaceatnight.jpg

Red pog.svg
مهاباد
Iran location map.svg
شرقی‌″۱۸ ′۴۳ °۴۵ شمالی‌″۵۳ ′۴۵ °۳۶ / °۴۵٫۷۲۱۷شرقی °۳۶٫۷۶۴۷شمالی / ۴۵٫۷۲۱۷;۳۶٫۷۶۴۷
اطلاعات کلی
کشور Flag of Iran.svg ایران
استان آذربایجان غربی
شهرستان مهاباد
بخش مرکزی
نام(های) دیگر سابلاغ
سال شهرشدن دورهٔ صفوی
مردم
جمعیت ۱۳۵٬۷۸۰ نفر
زبان‌ گفتاری کردی سورانی:
لهجهٔ مکریانی
مذهب اسلام سنی
جغرافیای طبیعی
ارتفاع از سطح دریا ۱۴۱۷ متر
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانه ۱۲
میانگین بارش سالانه ۳۳۰
اطلاعات شهری
شهردار ابراهیم کریمی
پیش‌شماره تلفنی ۰۴۴۲
وبگاه

شهرداری مهاباد

فرمانداری مهاباد
تابلوی خوش‌آمد به شهر
بەخێرهاتن بۆ مەهاباد

مَهاباد (کردی : Mehabat) یکی از شهرهای استان آذربایجان غربی در ایران است. شهری سرسبز و در میان چندین کوه واقع شده‌است. از بزرگان مهاباد می‌شود به ماملی خواننده شهیر کرد و هژار و هیمن از شاعران معروف اشاره کرد. از جمله آثار تاریخی این شهر می‌شود به فقرگاه و غار آبی سهولان اشاره کرد.

محتویات

[ویرایش] خصوصيات جغرافيايي و اقليمی

مهاباد در جنوب استان آذربایجان غربی، در عرض جغرافيايي َ٤٦ و ْ٣٦ شمالی و طول جغرافيايی َ٤٣ و ْ٤٥ شرقی[۱] و در دامنه رشته جبال لند شيخان قرار دارد.[۲] ارتفاع این شهر از سطح دريا ١٣٨٥ متر مي‌باشد.

[ویرایش] پیشینه

دیرینگی این شهر دست کم به دوران صفوی بازمی‌گردد. در متون و اسناد تاریخی نام این شهر ابتدا سووق بلاق ( سوخ بلاق کلمه ترکی به معنی سرد چشمه ) بعدها ساوج بلاغ و در دوره قاجاریه ساوج بلاغ مکری قید شده است و تا سال 1315 به همین اسم نامیده می شد. اما در آن سال بر اساس اقدام فرهنگستان وقت ایران و بنا بر پیشنهاد روانشاد غلامرضا رشید یاسمی و تصویب فرهنگستان نام این شهر به مهاباد تغیر یافت. شهر مهاباد در کالبد فعلی توسط صارم‌بگ از ملوک کُرد ساوجبلاغ مکری در اوایل سدهٔ ۱۱ هجری در بخش شمال نزدیک به خم رودخانه مهاباد (محلات باغ سیسه و دباغیان) فعلی بنا گردید.

قدیمی‌ترین منطقه مهاباد «باغ سیسه» نام دارد که یکبار هم بر اثر سیلاب ویران شده‌است و امروزه دارای معماری قدیمی و بافت آن رو به فرسایش است.

سیل و آسیب‌های دیگر باعث انتقال خانه‌ها به قسمتهای جنوبی و ایجاد محلات تازه در حوالی میدان چهارچراغ (شهرداری فعلی) گردیده‌است.

شهر مهاباد به حالت متروکه درآمده بود تا این‌که بداق‌سلطان حکمران مهاباد دوباره به آبادانی آن پرداخت. بازرگانی در این شهر در دورهٔ قاجار گسترش یافت و مبادله کالا با شام و بیروت انجام می‌شد که بیشتر در سراهای موصلیان، کریمخان و کاشی‌ها در بازار مهاباد و کاروانسرای سیمون، همدانی‌ها، تاجرباشی و کوسه صورت می‌گرفت.

مهاجرت به شهر در طول دهه ۵۵-۱۳۴۵ خورشیدی افزایش چشمگیر داشت و تراکم جمعیتی آن را بالا برد. بیشتر این مهاجرت‌ها از دیگر شهرهای کردنشین منطقه بوده‌اند. پس از گسترش شهر بسیاری از باغ‌های پیرامون مهاباد مسکونی شدند که امروزه این امر در نام تعدادی از محلات این شهر که با واژهٔ باغ همراه است دیده می‌شود.

میدان چهارچراغ (شهرداری) در شب

امروزه تمرکز ادارات، بانک‌ها و سازمانهای دولتی و مغازه‌ها و فروشگاه‌ها بیشتر در امتداد خیابان‌های جمهوری اسلامی، سید نظام، طالقانی، بلوار توحید و جام جم است. محلات کارمندی شهر بیشتر در نیمهٔ شمالی و مناطقی که ورود و خروج کالاها (بسیاری از آن‌ها به صورت قاچاق) در آن بیشتر صورت می‌گیرد در نیمهٔ جنوبی شهر قرار دارد.

نخستین لوله‌کشی آب در سال ۱۳۴۰ خورشیدی در شهر مهاباد آغاز به کار کرد و تصفیه‌خانه آب مهاباد نیز در سال ۱۳۵۳ به راه افتاد. پیش از آن در اغلب منازل و مساجد قنات و چاه شخصی وجود داشت.

امروزه تمامی معابر شهر آسفالت است و شهرک صنعتی که در کیلومتر ۱۸ جاده مهاباد-میاندوآب قرار دارد و ۹ واحد آن به بهره‌برداری رسیده‌است برای ۱۸۴ نفر ایجاد اشتغال کرده‌است.[۳]

این شهر در دهه‌های گذشته آشوب‌های سیاسی نیز به‌خود دیده‌است. مقر جمهوری مهاباد که در سال ۱۹۴۶ با حمایت روس‌ها تشکیل شده‌بود در شهر مهاباد بود. پس از انقلاب، حزب دمکرات کردستان ایران در اسفند 57 در جریان میتینگی بزرگ فعالیت های علنی خود را پس از 32 سال از سر گرفت. اندکی بعد دفتر سیاسی حزب دمکرات در محل خانه ی جوانان مستقر شد. علاوه بر این کومله نیز با گشایش دفتر در این شهر به فعالیت پرداخت. در اواخر سال 58بیش از 25 حزب سیاسی در این شهر فعالیت می کردند. اندکی بعد گروهای چپ ایرانی قانون اساسی جمهوری اسلامی را غیر دمکراتیک و واپسروانه خواندند. این گروهها پس از مدتها مذاکره تصمیم گرفتند تا یک قانون اساسی جدید را به تصویب رسانند. از آنجا که عمده مذاکرات و هماهنگی های این قانون اساسی در مهاباد انجام شده بود به میثاق مهاباد شهرت یافت. اما درست در روری که قرار بود این مذاکرات با حضور دهها گروه نهایی شود، ارتش از دو محور به مهاباد حمله کرد. مهاباد تا پاییز 1359 دوبار میان جمهمری اسلامی و پیشمرگان دمکرات -کومله دست به دست شد. تنها در هفته آخر شهریور 1359 بیش از 650 نفر از ساکنان شهر بر اثر گلوله باران این شهر کشته شدند.

[ویرایش] مردم

[ویرایش] زبان

زبان گفتاری مردم مهاباد، زبان سورانی با لهجهٔ مُکریانی است.

[ویرایش] وسعت و جمعیت

از لحاظ وسعت شهرستان مهاباد با ۲۵۹۲ کیلومترمربع، چهارمین شهر بزرگ استان است. بر طبق آخرین سرشماری به عمل آمده در سال ۸۵، جمعیت این شهر حدود 201049 نفر است .از این تعداد جمعیت 135780 نفر شهری و 65269 نفر روستایی هستند. هم‌چنین ١٠٢٤٦٢ نفر از جمعیت این شهرستان را مردان و ٩٨٥٨٧ نفر را زنان تشکیل می‌دهند. این شهرستان ٧% از کل وسعت و جمعیت استان آذربایجان غربی را تشکیل داده‌است.

[ویرایش] اهالی مشهور

اهالی مشهور این شهر را در رده:اهالی مهاباد ببینید.

[ویرایش] محلات و معابر


[ویرایش] دانشگاه‌ها

[ویرایش] آثار دیدنی و جاذبه‌های گردشگری

[ویرایش] آب و هوای مهاباد

شهر مهاباد با قرار گرفتن در شمال غربی ایران دارای آب و هوای معتدل کوهستانی است. تابستان‌ها خنک و زمستان‌ها بسیار سرد می‌باشد. بهار قشنگ‌ترین فصل دراین منطقه‌است. در پاییز بیشتر شاهد هوای بادی هستیم.

[ویرایش] جستارهای وابسته

[ویرایش] منابع

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار منابعی در رابطه با مهاباد موجود است.


[ویرایش] همچنین نگاه کنید به

مهاباد
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 18:53  توسط یوسف یاسر  | 

 ایران‌شناسی: استان آذربایجان غربی: چالدران  

  قره کلیسا (قره کليسا، کلیسای طاطائوس یا تادئوس)  

قره کلیسا-ماکو

قره كليسا از بناهاي مذهبي متعلق به ارامنه بوده كه در جنوب ماکو و 20 كيلومتري شمال شرقي چالدران در كنار روستايي به همين نام واقع شده است. قره در زبان آذری به معنای "سیاه" است و وجه تسمیه این نام سیاه بودن قسمتی از کلیسا است. ظاهرا ساختمان اصلی کلیسا تماما از سنگ های سیاه ساخته شده که پس از بازسازی قسمتی از سنگ ها به وسیله سنگ های سفید جایگزین شده است. به احتمال زیاد این عمل به صورت عمدی انجام شده تا آیندگان از شکل و ظاهر اولیه کلیسا مطلع باشند.


قسمت های قدیمی و بازسازی شده قره کلیسا
قسمت های قدیمی و بازسازی شده قره کلیسا


این کلیسا در دوره های مختلفی، به دلایل مختلف ویران و مجددا بازسازی شده است. در سال 1230 ميلادي (616 هجري) هنگام حمله چنگيز، قسمت بزرگي از اين كليسا ويران شد، ولي هنگام اقامت هلاكوخان مغول در آذربايجان، خواجه نصيرالدين طوسي به مرمت آن همت گماشت. اين كليسا يك بار نيز در زلزله اي كه در سال 1319 میلادی اتفاق افتاد، ويران شد و بنا بر روايت "آندرانيك هويان"، سندي درباره تعمير آن به وسيله زكرياي قديس در سال 1329 در دست است. اين كليسا در سال 1691 ميلادي با سنگهاي سياه، در سال 1810 به وسيله اسقف ماكو، بنام سيمون بزنوني با نصب سنگ هاي سفيد و در زمان قاجار به وسيله عباس ميرزا تعمير شد. قره كليسا داراي ويژگي خاص معماري ارمني بوده و از نظر حجم و تكنيك يكي از با ارزش ترين آثار تاريخي كشور محسوب مي شود. اين بنا از اشتهار جهاني برخوردار بوده و بسياري از ارامنه داخل و خارج كشور براي انجام مراسم مذهبي به اين كليسا مي آيند.


نمایی جنوبی قره کلیسا نمای شمالی قره کلیسا
نماهایی از قره کلیسا


تادئوس یا طاطائوس (طاطاوس) يكي از حواريون مسيح است که در سال چهل ميلادي به ارمنستان آمد و به تبليغ مسيحيت پرداخت. گروه زيادي به آيين مسيح روي آوردند كه از آن جمله "ساناتروك" پادشاه ارمنستان و دخترش "ساندخت" بود. ولي سلطان كمي بعد پشيمان شد و به مخالفت با آيين جديد پرداخت و دستور داد تا تادئوس، ساندخت (دخترش) و گروهي ديگر که به مسيحيت گرويده بودند (حدود 3500 نفر) را به قتل برسانند.
در سال 302 ميلادي، زمان پادشاهي تيرداد از پادشاهان ارمنستان، مسيحيت در اين كشور دين رسمي و همگاني شد. مسيحيان ارمني كه خاطره شهادت تادئوس و ساندخت را نسل به نسل حفظ كرده بودند در محل فرار آنان كليساهايي بنا كردند كه قره كليسا يكي از آنهاست. بنا بر عقیده ارامنه كليساي طاطائوس اولين كليسايي است كه به دستور مبشرين و حواريون مسيح در دنيا ساخته شده است و چون از نظر مذهبي، شهادت را بزرگترين سعادت براي بشر مي دانند، هر سال در روزهاي آخر تيرماه و هفته اول مرداد ماه كه مصادف با قتل تادي مقدس و پيروان مسيحي او است در قره كليسا مراسم خاصي بر پا ميدارند.


نمایی دیگر از قره کلیسا
نمایی دیگر از قره کلیسا


به هر روي اين كليسا امروزه به مناسبت جشني سالانه، تابستان ها ميعادگاه ارمنيان ايران و حتی كشورهاي همسايه است. در هفته اول مرداد ماه، ارمنيان از شهرهاي تبريز، اروميه، تهران، اصفهان، قزوين و... به صورت گروهي و خانوادگي به قره كليسا مي آيند. افزون بر ارمنيان، خانواده هايي از آشوريان و به ندرت خانواده هاي كاتوليك هم در اين جشن شركت مي كنند.
يكي از آداب پسنديده در طول زيارت سه روزه، آيين هاي غسل تعميد كودكان و نوجوانان ارمني در اين كليسا است. زيرا عده ای براين عقيده اند كه تعميد كودكانشان در نخستين كليساي حضرت مسيح و محل شهادت حواري آن حضرت، همراه با خير و بركت است. گروهي نيز فرزندانشان را با نذر و نيت در آنجا غسل تعميد مي دهند و به همين خاطر سن غسل تعميد گيرندگان گاه به ۱۵ و ۲۰ سال هم مي رسد.
روزهاي توقف خانواده ها در قره كليسا متفاوت است. رسم اين است كه سه روز (از اول تا سوم مرداد) بايد در آنجا بمانند ولي كساني كه از راه دور مي آيند، گاهي بيش از سه روز مي مانند. خانواده هايي هم كه از شهرهای نزدیک مي آيند ممكن است فقط روز دوم آنجا باشند، سپس مراجعت كنند.
در اطراف كليسا، به رغم فراواني جمعيت در روزهاي جشن، ساختمان و بنايي براي بيتوته زائران نيست. خانه هاي روستايي قره كليسا (در سيصد متري كليسا، كه 10 تا 12 خانه است) متعلق به كشاورزان مسلمان روستاست و مورد استفاده مسافران قرار نمي گيرند.


نمایی از داخل قره کلیسا
نمایی از داخل قره کلیسا


از طرف خليفه گري ارامنه، در روزهاي جشن چادرهايي در اطراف كليسا نصب شده كه در اختیار مسافران قرار داده مي شود. علاوه بر آن؛ گروه زيادي از مسافران با خود چادرهاي مسافرتی حمل مي كنند تا با مشكل اقامت رو به رو نشوند.
جشن قره كليسا براي ارمنيان، مجموعه اي از انگيزه هاي اعتقادي، قومي، سنتي، خانوادگي، عاطفي، تفريحي و همچنين مسافرت و استفاده از آب و هواي ييلاقي و ديدار دوستان و آشنايان است.
تهيه غذا و پرداختن به خوردن و آشاميدن، سرگرمي عمومي خانواده ها را در اين سه روز تشكيل مي دهد. در بيشتر ساعت هاي روز و شب سفره و بساط غذا در چادرها يا آستانه چادرها گسترده است و اين سفره ها مركز گرد آمدن خانواده ها و آشنايان است. تجديد ديدار با دوستان و آشنايان نيز يكي از ويژگي هاي اين جشن سه روزه است. چنان كه برخي از ارامنه تنها در موقعي كه به قره كليسا مي آيند يكديگر را ملاقات مي كنند. در اين سه روز آيين "دعاي كليسا" در روزهاي اول و دوم مرداد صبح و عصر برگزار مي شود، ولي در روز سوم، تنها يك بار و با آيين ويژه عيد به وسيله اسقف اعظم كه از تهران مي آيد و اسقف تبريز اجرا مي شود. شركت در آيين هاي كليسا در روزهاي جشن اجباري نيست و ديده شده است كه برخي افراد هيچ گاه در اين مراسم شركت نمي كنند.
در دو كيلومتري شمال غرب كليسا، بر بلندایی، نمازخانه ای وجود دارد که طبق گفته ها محل شهادت ساندوخت، اولین شهیده مسیحی است که قدمت آن هم به كهني قره كليسا مي باشد. این کلیسا در انتهای جاده ای قرار دارد که صرفا برای این کلیسا و یک روستای کوچک ساخته شده است.

قره کلیسا

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 18:45  توسط یوسف یاسر  | 

معماری غار کرفتو

 غار مهاباد سکونتگاهی جمعی در استان آذربایجان غربی است که مربوط به دوران آغازین زندگی بشر میباشد.در این یادداشت سعی بز آن بوده است تا با ارائه الگویی به بررسی تفاوتهای نحوه دیدن و مشاهده کردن به مناظر اطراف بپردازیم.

چشم معصوم نیست

در هنگام گردش در دالانها و راهروهای غار کرفتو شکل و مورفولوژی غار و همزمان روایت زندگی در این غار آنچنان برای انسان امروزی عجیب است که حتی تصور زندگی در چنین محیطی بعد از اندک زمانی از خاطر کاملا پاک میشود و انسان امروزی بیشتر شیفته الگوهای مورفولوژیک و شکل هندسی آمیخته های سنگی این توده های رسوبی میشود.


حتی در ابتدای ورود تصوراتی به اشتباه از غار همچون کاربری غار در ذهن شکل میگیرد در حقیقت چشم انسان معصوم نیست و بین دیدن و مشاهده کردن تفاوت وجود دارد.آنچنانکه لوکوربوزیه در سفر خود به بلژیک از هرم های عظیمی که در آن کشوراند شگفت زده شد.وقتی خوب توجه کرد و دریافت که آنها توده های بی ارزش ضایعات معدن اند شور و شوقش زایل شد.

در حقیقت بین ظاهر یک چیز و کیفیت اندیشه ای که همان چیز ممکن است برانگیزد تفاوتهای بسیاری وجود دارد و یقینأ بین کیفیت اندیشه انسان امروزی از یک چیز با انسان آن زمان به واسطه انتظارات متفاوت تفاوتهای اساسی وجود دارد.چشم دوختن دربردارنده تجربیات و آگاهی ها و توقعات پنهان است.در حقیقت ادراک بیطرفانه نیست و ما مدام آنچه را که میبینیم با موقعیتهایی که پیشتر دیده ایم و درک کرده ایم وهمچنین ارزش آنها در حیات روزمره خودمان مقایسه میکنیم.
این همان چیزی است که مشاهدات علمی-ادراکی را بی ثبات میسازد و قوانین گشتالت که به بررسی الگوهایی در زمینه شکل میپردازد را ناکامل میکند.ویژگی تصویری از راه آشنایی و قرابتی که ما با انگاره یا ایماژی خاص داریم و نیز از طریق مفهوم نهفته در آن تقویت میگردد.

ما در واقع انگاره های معنی دار را به دیگر اطلاعاتی که از میدان نگاه می آیند ترجیح میدهیم.

چنین چیزی هنگامی مصداق میابد که ما برای مثال تنها جزئی از یک تصویر مثل تنها تصویر لبخند مونالیزا از تابلوی معروف یا تصویر محوشده ای از آن را را مشاهده کنیم به واقع کل آن تابلو در ذهن ما می آید.در آن هنگام است که ما آنچه را که در آن چشم داریم نمیبینیم بلکه آنچه را که توقع داریم پیدا میکنیم به همین جهت در هنگام گردش در غار آنچنانکه زمین و یا سنگ و حتی نیروی جاذبه برای ما معنا پیدا میکند برای پیشینیان ساکن در این غار متفاوت بوده است.

در کل اعصار تاریخ هیچ چیز پیش بینی شدنی نبوده است و همه چیز پیوسته در حال تغییر است.هوش منتظر واقعیت نمی ماند و به طور طبیعی هرکسی انتظار چیزهای نامنتظره را میکشد.

در واقع حافظه ما بر ادراکاتمان نقش دارد و بر قضاوتهای ما به شکلی فراتر از حقایق عینی تاثیر میگذارد.پزشکان میتوانند ناهنجاریها را که به کمک اشعه ایکس عکسبرداری شده است تشخیص دهند در حالیکه ما تصویری کلی از تکه های تاریک و روشن میبینیم.پزشک یاد گرفته است هنجارها را بشناسد.

اعراب بادیه نشین میتوانند از فاصله دور پی به وجود گله های شتر ببرند در حالیکه برای ما آن موقعیت تا چشم کار میکند سنگ و بستر بیابان است.این مساله در واقع برای عرب بادیه نشین در ارتباط با بقایش است.

در واقع اگر بخواهیم هوشیارانه و آگاهانه این تفاوتها را در محیط به وجود بیاوریم در واقع نگاه معمارانه را در محیط مصنوع اعمال کرده ایم.به همان صورت که یک عرب نسبت به نشانه های در بیابان حساس است یک عامل معماری یا به قولی معمار نسبت به نشانه ها در محیط خود حساس است و در واقع تیز بینانه تر این تفاوتها را قائل میشود.ویژگی های تصویری موجود در غار کرفتو در نگاه معمارانه نمایش خالصی از نیازهای بشر ابتدایی برای زندگی است.

در واقع بع به هتگام دیدن این محیط تنها نباید محدود به سطوح مرئی شد بلکه چیزهای نامرئی دیده میشود.برای توضیح بیشتر برای هر فرد مناظر و شهرها و ساختمانها بخشی از تجارب بصری روزمره هر فرد را تشکیل میدهد و چنین نیشت که فقط برای معماران رزرو شده باشد که البته بیشتر این برداشتها به واسطه شهودی بودن به صورت مبهم و کلی میباشد.

به طور کلی تجارب شخصی افراد بسته به قوانین بصری و ارزشهای فرهنگی و تجارب شخصی دارد و یا حتی انگیزه ای که برای رفتن به شهر دارد برای مثال وقتی برای دیدن یک نمایش به شهر میرود تحت تاثیر آن قرار میگیرد.

در واقع معماری منظر غار کرفتو شامل بسیاری نکات بود که افراد عادی قادر به دیدن آن نیستند و نگاه معمارانه به آن نکات بسیاری را برای ما روشن میکند.نگاهی که باید نیت و قصد آنچه را که برپا شده است دریابد و حتی آمیختگی آن را در طول زمان با یاد و خاطره افراد کشف کند.به عنوان یک نمونه معماری و الگوی شکلی سقف را در غار کرفتو بررسی میکنیم.

عناصر معماری غار کرفتو

در غار کرفتو شاهد آن هستیم که سقف به صورت مجزا از دیواره ها تعریف نشده است بلکه در یک فرم پیوسته سقف در امتداد کف است.در واقع سقف قرینه مکمل کف است.اگر بنا به داشتن نقش سرپناه باشد و همچنین الزامات ساخت وساز مطرح باشد کاربرد آن فقط با کف همراه است که معنا میابد.سقف در غار کرفتو از جنس مصالح کف و تراشیده شده در سنگها میباشد و کف و سقف باهم به شکل قرینه دارای معنا میباشند.

اما سقف میتواند دربردارنده مفاهیم و معانی فراطبیعی تری نیز باشد.اینکه جابجاشدن آن بعید لست و بیشتر اوقات هم دور از دسترس است آن را به محلی برای بیان رویاها و آرزوها و مقاصد روحانی بدل میکند.و مساله دیگر آن است که سقف در حکم آسمان است.

برای پیشینیان نزول آب و یا دیگر نزولات آسمانی گاها حکم مرگ و زندگی داشته است و زندگی ایشان به این امر وابسته بوده است.آنچنانکه الهه های آسمانی و زمینی برای خود میساختند.به همین جهت سقف میتواند در حکم جز معناداری برای ایشان باشد وکه به همین جهت است که دیوار نبشته ها که از شیوه های بدون مقدمه است جایشان در سقف نیست.

در همین غار شاهد برخورد متفاوتی با سقف هستیم آنچنانکه در دوره ایلخانی شاهد دیواره هایی هستیم مشابه شکل امروزی که به صورت قائمه به سقف منتهی میشود و همینزور در مورد آنها به همان دلیل اول که پیشتر ذکر شد شاهد تبدیل سقف به مکان مناسبی برای گچ بریها هستیم که این بار به جهت الگوهای تحت تاثیر شرق دور و همین طور اسلام شاهد الگوهای شکلی خاصی در این مورد هستیم.

در واقع با گذر زمان که انسان حس نظم را درک میکند این درک منجر به نظم دهی و پرداخت در شکل و نحوه چگونگی رسیدن سقف به دیواره ها میشود.دیواره ها علاوه بر نقش سازه ای به صورت جداکننده فضاها عمل میکنند و امکان زیست برای بشر راحتتر فراهم میشود و حس امنیت که یکی از اساسی ترین عناصر موثر برای آرامش است را فراهم میکند.

اما در مورد کف بیشتر از سقف و دیواره ها دربردارنده مفهوم کاربردی است.باید بتوان بر روی آن از این سو به آن سو حرکت کرد و چیزهای مختلف بر روی آن قرار داد .جاذبه زمین به همین واسطه و تحمل زندگی و حمایت از آن نقشی همسو به کف بخشیده است و به همین دلیل کف زمین کمتر از سقف و دیواره ها دستکاری میشود.

در واقع جهت دهی آنها برای شکل دادن به عناصر معماری تحت تاثیر قانون جاذبه را به وضوح میتوان در شکل عناصر معماری این غار مشاهده کرد و شاهد کنتراست اساسی بین عناصر افقی و عمودی در این غار در دوره های مختلف زمانی هستیم.

 منبع :منظر

گرد آوری: گروه گردشگری سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/turism.html

 

آرشیو های مرتبط : غارکرفتو , گردشگری ایران ,
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 18:41  توسط یوسف یاسر  | 

مطالب قدیمی‌تر